على محمدى
10
شرح اصول استنباط ( فارسى )
ككرمه و شجاعته و بالافعال ككتابته و خياطته . » 5 - الشرعيه : با اين قيد كليه احكام غيرشرعيه خارج گرديد از قبيل احكام عقليه محضه مثل اجتماع النقيضين محال و . . . و احكام دستوريه يعنى قوانين اساسى كشورهاى دنيا كه براساس شريعت مبتنى نبوده بلكه براساس مصالحيكه خود تشخيص دادهاند وضع شده مثلا براى راهنمائى و رانندگى قواعدى دارند ، براى نظام وظيفه قواعدى دارند و . . . و احكام عاديه نيز كه افراد بشر به مقتضاى عادات عامه يا خاصه بدان حكم نموده و امرى را تحسين يا تقبيح مىكنند خارج شد و قواعد اصوليه ربطى به اينها ندارد بلكه صرفا مربوط به احكام شرعيه است . 6 - الفرعيه : بدينوسيله احكام اصول دين خارج مىشود كه از احكام شرعيه اصليه به حساب آمده و به حكم عقل قطعى بدست مىآيند و يا به حكم نقل قطعى السند و الدلالة و ربطى به ظواهر نقليه ندارند . 7 - من ادلّتها : بدينوسيله علم خداوند و پيامبر و امامان معصوم « عليهم السّلام » و فرشتگان به احكام خارج گرديد . زيرا علم آنان از طريق ادلّه و صغرى و كبرى نيست بلكه به علم لدنّى و خدادادى است . 2 - موضوع مطلق العلم دوّمين مطلب از مطالب هفتگانه راجع به موضوع مطلق العلم است يعنى فعلا كارى با موضوع علم اصول نداريم بلكه مىخواهيم موضوع مطلق العلم را روشن سازيم و در اين رابطه دو سئوال مطرح است كه قبل از طرح آن سه نكته را بعنوان مقدّمات بحث مىآوريم : نكتهء اوّل : بطور كلّى علوم دو دستهاند : 1 - علم غير مدون 2 - علوم مدوّنه علوم غيرمدوّن عبارتست از كثيرى از معلومات و دانستههائيكه هر انسانى